عصر انتظار بروایت بحارالانوار جلد 13

خدایا آنچنان زمین گیرم نکن که هنگام ظهور مولایم توان برخاستن نداشته باشم

نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: چهارشنبه هفتم آبان 1393 ساعت: 20:3
  1. تصاویر بازیگران سریال مختار نامه

    محمد رضا شریفی نیا در نقش : جناب محمد بن حنفیه (ره)


    [​IMG]

    فریبا کوثری در نقش : عمره همسر دوم مختار 

    [​IMG]

    محمد فیلی : در نقش شمر بن ذی الجوشن 

    [​IMG]

    ولی الله مؤمنی در نقش : شرحبیل بن ذی کلاع 

    [​IMG]


    مهدی فخیم زاده در نقش : عمر بن سعد بن ابی وقاص 

    [​IMG]

    فریبرز عرب نیا در نقش : جناب مختار ثقفی (ره)

    [​IMG]

    مظفر مقدم در نقش : شبث 


    [​IMG]


    جعفر دهقان در نقش : مصعب بن زبیر 

    [​IMG]

    سیامک اطلسی در نقش : حصین بن نمیر 

    [​IMG]

    نسرین مقانلو در نقش : ام ثابت همسر اول مختار 

    [​IMG]

     
    .....
  2.  

    سید حسن میرباقری در نقش : ابراهیم بن مالک اشتر 

    [​IMG]

    انوشیروان ارجمند در نقش : رفاعه بن شداد


    [​IMG]

    عنایت شفیعی در نقش : بن کامل 


    [​IMG]

    رضا رویگری در نقش : ابوعمره ایرانی 

    [​IMG]
    فرهاد اصلانی در نقش : عبیدالله بن زیاد 

    [​IMG]

    محمد صادقی در نقش : بن مطیع 

    [​IMG]

    حدیث فولادوند در نقش : راحله همسر ابراهیم بن مالک اشتر 

    [​IMG]

    محمود اردلان در نقش : زائده پسر عموی مختار 

    [​IMG]


    رضا کیانیان در نقش : عبدالله بن زبیر 

    [​IMG]

    سید صدرالدین حجازی درنقش : خولی 

    [​IMG]

     

    [​IMG]http://forum.1pars.com/threads/45926/


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: یکشنبه چهارم آبان 1393 ساعت: 21:20

 

بالاخره بعد هزاران التماس بدرگاه خدا وند منان به زیارت مولا یم حضرت حسین بن علی ع و سقای لب تشنگان علمدار کربلا حضرت عباس بن علی ع در کربلا معلی  وحضرت علی  امیرالمومنین ع در نجف اشرف و همچنین سایر شهدای عزیزمان در  عراق بهمراه تنی چند از دوستان مشرف گردیدیم جایتان خالی  خیلی خیلی خوش گذشت آنجا ضمن درخواست تعجیل در فرج مولایمان امام زمان عج برای همه اشنایان دوستان و مردم شریف ایران مخصوصا 

سیدعلی عزیز  پیشوای شیعیان جهان اسلام

  دعاگو بودم   ان شالله خداوند حاجت همه شیعیان که ظهور حضرت حجت عج میباشد بزودی براورده نماید 

  تعدادی عکس گرفتم که در ادامه مطلب خواهید دیداین یکی از اون عکسها

   


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: یکشنبه چهارم آبان 1393 ساعت: 15:38

مراسم باشکوه تعویض پرچم حرم حضرت عباس(ع) + تصاویر

 

  • کد خبر : 646875
  • منبع : اختصاصی ابنا
 
با حضور صدها هزار تن از شیعیان و محبان عصمت و طهارت مراسم تعویض پرچم گنبد حرم مطهر حضرت قمر بنی هاشم(ع) به نشانه آغاز ماه محرم برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ به مناسبت فرارسیدن ماه محرم و ایام عزاداری سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و اصحاب باوفایش مراسم تعویض پرچم حرم مطهر حضرت عباس(ع) با حضور خیل سوگواران در حرم مطهر برگزار شد.

در این مراسم باشکوه که حجت‌الاسلام والمسلمین سیداحمد الصافی نماینده آیت‌الله العظمی سیستانی و امام جمعه کربلا، صالح الحیدری رئیس دیوان وقف شیعیان عراق، علما و اندیشمندان، مقامات کشوری و لشکری و صدها هزار تن از شیعیان و محبان اهل‌بیت(ع) حضور داشتند پرچم سرخ گنبد حضرت قمر بنی هاشم(ع) به نشانه عزا و سوگواری با پرچم سیاه تعویض شد.

این مراسم که با مداحی باسم کربلایی به مداحی پرداخت با شعارهای «هیهات منا الذله» و «لبیک یا حسین(ع)» عزاداران همراه شد.

پس از سخنرانی امام جمعه کربلا، تولیت آستان حرم حضرت عباس(ع) و رئیس دیوان وقف شیعی عراق پرچم گنبد حرم مطهر در فضایی بسیار معنوی و با فریاد «لبیک یا حسین» سوگواران اباعبدالله الحسین(ع) تعویض شد تا تا پرچم سیاه به مدت دو ماه بر فراز این بارگاه مطهر به اهتزاز درآید.

گفتنی است طی مراسمی باشکوه پرچم گنبد حرم مطهر امام حسین(ع) نیز به نشانه آغاز ماه محرم تعویض شد.

 

................


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: شنبه سوم آبان 1393 ساعت: 15:22

   از کودکی به گردن ما شال ماتم است         نابرده رنج، گنج به ما داده ای حسین (ع)

                          http://graphic.ir/pictures/___1/__17/moharam_persiangraphic_18_20101207_1661682945.jpg

فرا رسیدن ماه محرم و ایام شهادت امام حسین (ع) بر حضرت صاحب الزمان (عج) و

همه ی شیعیان و دل باختگان آن حضرت تسلیت باد


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: جمعه دوم آبان 1393 ساعت: 17:7


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: چهارشنبه سی ام مهر 1393 ساعت: 10:23

خواب هند

در بعضي از کتب معتبره روايت شده است که هند زن يزيد گفت: وقتي سر شهداي کربلا را به شام آوردند، شبي در خواب ديدم که دري از آسمان گشوده شد و فوج فوج ملايکه نازل شدند و در برابر سر مبارک حضرت امام حسين عليه‏السلام ايستادند و گفتند: «السلام عليک يا اباعبدالله، السلام عليک يابن رسول الله». ناگاه ديدم ابري از آسمان پايين آمد در حالي که مردان زيادي روي ابر بودند و در ميان ايشان مردي بود در نهايت نور و صفا، وقتي آن ابر روي زمين رسيد، آن مرد دويد و خود را به آن سر منور رسانيد. او لب و دندان آن سر را مي‏بوسيد و نوحه و زاري مي‏کرد و مي‏گفت: اي فرزند عزيزم! تو را از آب فرات منع کردند: مگر تو را نشناختند؟ من جد تو هستم، رسول خدا و اين پدر تو است علي مرتضي و اين برادر تو است حسن مجتبي و اين‏ها عموهاي تواند، جعفر طيار و عقيل و حمزه و عباس و يک يک اهل بيت عليهم‏السلام را نام مي‏برد. هند گفت: من از وحشت، هراسان و ترسان بيدار شدم. وقتي نزد سر آن بزرگوار رفتم، ديدم که نور از آن سر منور به آسمان بالا مي‏رفت. رفتم يزيد را بيدار کنم و او را از خواب خود مطلع گردانم، او را در جاي خود نيافتم.

هنگامي که جست و جو کردم ديدم که به خانه‏ي تاريکي رفته و رو به ديوار نشسته و در نهايت بيم و اندوه و خوف مي‏گويد: من را با حسين عليه‏السلام چه کار بود؟ وقتي خوابم را برايش تعريف کردم غم و بيم او دو چندان شد. سپس سر به زير افکند و جواب نداد.

کرامات حسينيه و عباسيه ؛ موسي رمضاني‏پور نوبت چاپ: هفتم تاريخ چاپ: زمستان 1386 چاپ: محمد (ص) ناشر: صالحان صفحات 82 و 83


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: چهارشنبه سی ام مهر 1393 ساعت: 10:17

اين آتش با آب هم خاموش نمي‏شود

يکي از سرکرده‏هاي دشمن که در کربلا براي کشتن امام حسين عليه‏السلام و اصحابش حاضر بود «اخنس بن زيد» نام داشت. او فردي خودخواه و بي‏رحم بود و از بي‏رحمي به همراه ده نفر با اسب بر جنازه‏ي امام حسين عليه‏السلام تاختند و استخوان‏هاي او را شکستند. اين مرد بي‏رحم، از دست انتقام مختار در امان ماند و تا سن نود سالگي عمر کرد و در يک شب به عنوان فردي ناشناس، مهمان يکي از مسلمانان و علاقه‏مندان اهل بيت عليهم‏السلام به نام «سُدي» شد. سُدي مي‏گويد: يک شب مردي نزد من آمد، خيلي دوست داشتم که با مهمان انس بگيرم و به او علاقه پيدا کنم. او «اخنس بن زيد» بود؛ ولي من او را نمي‏شناختم، با هم باب سخن را باز کرديم، تا اين که قصه‏ي کربلا به ميان آمد، با سوز فراوان آهي از دل کشيدم. او گفت: چه شد؟ چرا نگران شدي؟ گفتم: به ياد  مصيبت‏هايي افتادم که هر مصيبتي نزد آن آسان است. آن مرد گفت: اين سپاس تو براي چيست؟ گفتم: به خاطر اين که در انتقام خون امام حسين عليه‏السلام شرکت نکردم، مگر از رسول خدا صلي الله عليه و آله نشنيده‏اي که فرمودند: هر کس در انتقام خون حسين عليه‏السلام شرکت کند در قيامت ترازوي اعمالش سبک مي‏گردد. اخنس گفت: اين حرف‏هايي را که مي‏زني درست نيست، همه آن‏ها دروغ است.

گفتم: چطور درست نيست با توجه به اين که رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند: «نه دروغ گفته‏ام و نه به من دروغ گفته شد». اخنس گفت: پيامبر صلي الله عليه و آله فرموده. قاتل حسين عليه‏السلام عمر طولاني نمي‏کند؛ ولي قسم به جان تو! من بيش از نود سال عمر کرده‏ام، مگر مرا نمي‏شناسي؟ سدي گفت: نه! سپس گفت: من اخنس بن زيد هستم که به فرمان عمر سعد بر بدن حسين عليه‏السلام اسب تاختم و استخوان او را درهم شکستم. سدي گفت: خيلي نگران شدم و قلبم از شدت درد، آتش گرفت. با خود گفتم: بايد او را به هلاکت برسانم، در اين فکر بودم که فتيله چراغ خراب شد، خواستم درست کنم، اخنس گفت: من خودم آن را درست مي‏کنم. آن گاه برخاست تا فتيله چراغ را درست کند، سپس آتش فتيله به دست او رسيد و دستش را سوزاند، هر چه دست خود را به خاک ماليد خاموش نشد، آن گاه با عجز فراوان از من خواست تا کمکش کنم. سدي گفت: هر چند با او دشمن بودم، ولي آب آوردم و  بر دستش ريختم؛ ولي اثري نکرد و شعله‏ي آتش آن زيادتر شد و از جا برخاست و خود را داخل نهر آب انداخت؛ ولي هم چنان در آتش مي‏سوخت. سدي مي‏گويد: سوگند به خدا! هر چه آن مرد خود را در آب مي‏انداخت شعله‏ي آتش بيشتر مي‏شد و بدن او مانند ذغال مي‏سوخت و من به او نگاه مي‏کردم. ( همان، ج 45، ص 322. )

کرامات حسينيه و عباسيه ؛ موسي رمضاني‏پور نوبت چاپ: هفتم تاريخ چاپ: زمستان 1386 چاپ: محمد (ص) ناشر: صالحان صفحات 69 تا 71


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: جمعه بیست و پنجم مهر 1393 ساعت: 10:21

نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393 ساعت: 10:57


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393 ساعت: 8:23
 

سردار سلیمانی عامل خشم داعش
گروهک تروریستی داعش چندی قبل در صفحه ی تویترش نوشت : علت شکست های اخیر و عقب نشینی

 از بغداد به خاطر حضور سردار قاسم سلیمانی می باشد //

این گروهک تروریستی که بسیار عصبانی و زخم خورده می باشد در آخرین بیاینه اش اعلام کرد

 اگر دستمان به سردار قاسم سلیمانی برسد او را کشته و تکه تکه خواهیم کرد  .//

 هم اکنون سر دار سلیمانی فرماندهی نیروی های نظامی بغداد را بر عهده گرفته.//

حامیان حاج قاسم سلیمانی در مرودشت


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: یکشنبه بیستم مهر 1393 ساعت: 13:49


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: یکشنبه بیستم مهر 1393 ساعت: 8:22
وی گفت: برخی ها می گویند ما خودمان آقا را به مقام رسانده ایم حالا مطیع او شویم. پس این ادعاها برای چیست؟ گیرم که شما کمک کرده اید باید منت بگذاریم. کسانی که با پیامبر و با امام علی (ع) بیعت کردند آیا آنها پیامبر را پیامبر کردند و یا علی را علی.

شرح کامل مطلب در لینک زیر

http://www.afkarnews.ir/vdcfxcdmvw6dvta.igiw.html?k=shrk1


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: یکشنبه سیزدهم مهر 1393 ساعت: 14:47
 

 

  توجه                         توجه

اين پست فعلا ثابت ميباشد براي ديدن پست هاي بروز شده به صفحات پايين مراجعه فرماييد تشكر
اشراط الساعه از زبان پيامبر اكرم ص

اللهم صل علی محمد و ال محمدوعحل فرجهم

مطلبی که ذیل به نظر میهمانان گرامی میرسد برگرفته از کتاب

از ازل تا قیامت

نوشته محمد جواد مصطفوی میباشد

پیامبر ص به اصحاب فرمود میخواهید از

اشراط الساعه

شما را اگاه نمایم سلمان گفت اری پیامبر فرمود ند ازنشانه های قیامت

تضییع نماز پیروی از شهوات تمایل به هواپرستی گرامی داشتن

ثروتمندان فروختن دین به دنیا ست دراین هنگام که قلب مومن در

درونش اب میشود نظیر نمک دراب ازاین همه زشتی ها که میبیند و

توانائی تغییر ان را ندارد

انچه مهم است وبا دنیای فعلی ما بیشتر همخوانی دارد این سخنان

پیامبر عظیم الشان است

سوگند به کسی که جانم دردست اوست ای سلمان .

زمانی زن با شوهرش در تجارت شریک میشود

و هردو همه تلاش خویش را در بیرون خانه برای ثروت اندوزی

بکار میبرند باران کم و صاحبان کرم خسیس و تهی دستان

حقیر شمرده میشوند دران هنگام بازارها به یکدیگر نزدیک

میگردند یکی گوید چیزی نفروختم و دیگری گوید سودی نبردم

و همه زبان به شکایت و مذمت پروردگارمیگشایند دران زمان

چیزی از شرق و غرب می اورند و امت متابع میگردند

وای دران روز بر ضعفای امت از انان . و وای برانها از

عذاب الهی . نه برضعیف رحم میکنند و نه به کسی احترام

میگذارند ونه گناهکاری را میبخشند بدنهایشان چون

ادمیان است اما قلوبشان قلوب شیطان

درانزمان مردان به مردان و زنان به زنان قناعت میکنند و برسر

پسران و دختران در خانواده هایشان به رقابت برمیخیزند نظیر

مردان خودرا شبیه زنان و زنان خود را شبیه مردان میکنند

و

زنان برزین سوار میشوند برانان لعنت خدا باد

دران هنگام

پسران امت مرا به طلا تزیین میکنند و لباسهای ابریشمین

حریر و دیباح میپوشند

 

اغنیای من برای تفریح به حج میروند و طبقه

 

متوسط برای تجارت و فقرا برای رهائی و تظاهر


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: یکشنبه سیزدهم مهر 1393 ساعت: 12:18
 

*دو گدا بودند یکی بسیار چاپلوس و دیگری آرام و ساکت. گدای چاپلوس وقتی شاه محمود و یا وزیران‌ش رو می‌دید بسیار چاپلوسی می‌کرد و از سلطان محمود تعریف می‌کرد و صله می‌گرفت ولی اون یکی ساکت بود.

اون گدای چاپلوس روزی به گدای ساکت گفت چرا تو هم وقتی شاه رو می‌بینی چیزی نمیگی تا به تو هم پولی داده بشه؟ گدای ساکت گفت: کار خوب‌ه خدا درست کنه. سلطان محمود خر کی‌ه؟

برای سلطان محمود هم این سوال پیش اومد که چرا اون گدا ساکت‌ه و هیچی نمیگه. وقتی از اطرافیان خود پرسید، به او گفتند که این گدا گفته کار خوب‌ه خدا درست کنه، سلطان محمود خر کی‌ه؟

سلطان محمود ناراحت شد و گفت حالا که اینطوری فکر می‌کنه، فردا مرغی بریان شده که در شکم‌ش الماسی باشه رو به گدایی که چاپلوسی می‌کنه بدین تا بفهمه سلطان محمود خر کی‌ه؟

صبح روز بعد همین کار رو انجام دادن غافل از اینکه وزیر، بوقلمونی برای گدا برده و گدای متملق، سیر ه. پس وقتی که مرغ بریان شده رو به او دادند، او که سیر بود مرغ را به گدای ساکت داد و گفت: امروز چند سکه درآمد داشتی؟ و او گفت سه سکه. گدای متملق گفت: این مرغ رو به سه سکه به تو می‌فروشم و آن گدا قبول نکرد و آخر سر پس از چانه‌زنی، مرغ  بریان رو بدون دادن حتی یک سکه صاحب شد.

لقمه‌ی اول رو که خورد، چشم‌ش به آن سنگ قیمتی افتاد و به رفیق خود گفت فکر می‌کنم از فردا دیگه همدیگر رو نبینیم.

فردای آن روز سلطان محمود دید که باز گدای متملق اونجاست و گدایی می‌کنه، از او پرسید چرا هنوز گدایی می‌کنی؟ گفت: خوب باید خرج زن و بچه‌م را درآورم. سلطان محمود با تعجب پرسید مگر ما دیروز برای شما تحفه‌ای نفرستادیم؟

گدای متملق گفت: بله دست شما درد نکنه. وزیر شما قبل از اینکه شما مرغ رو بفرستید، بوقلمونی آوردند و من خوردم. چون من سیر بودم، مرغ رو به رفیق‌م دادم و دیگر خبری هم از رفیق‌م ندارم.

سلطان محمود عصبانی شد و گفت: دست و پایش را ببندید و به  قصر بیاریدش. در قصر به گدا گفت بگو  کار رو باید خدا درست کنه. سلطان محمود خر کی‌ه؟ گدا این را نمی‌گفت و سلطان محمود می‌گفت بزنیدش. من میگم تو هم بگو: کار خوب‌ه خدا درست‌ش کنه. سلطان محمود خر کی‌ه؟ 

فایل صوتی. وارد صفحه که شدین، "دانلود با سرعت پایین" رو بزنین. بعد "ایجاد لینک دانلود" و آخر دکمه‌ی بزرگ "دانلود" رو بزنین.http://merrymiriam.persianblog.ir/post/2254/

http://uplod.ir/39lz3lack226/Slotan_mahmood_khare_kie.aac.htm


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: یکشنبه سیزدهم مهر 1393 ساعت: 10:1


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: یکشنبه سیزدهم مهر 1393 ساعت: 9:50


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: شنبه دوازدهم مهر 1393 ساعت: 18:56
 
 
خاطره فوق العاده ایست ... حتما بخونید 
♥•٠·˙
نواری از شهید آیت الله دستغیب شنیدم که فرموده بودند:
آهای بسیجی خوب گوش کن چه می گویم!
من می خواهم به تو پبشنهاد یک معامله ای بدهم که در این معامله سرت کلاه برود ...
منِ دستغیب حاضرم یک جا ثواب هفتاد سال نمازهای واجب و نوافل و روزه ها و تهجدها و شب زنده داری هایم را بدهم به تو و در عوض ثواب آن دو رکعت نمازی را که تو در میدان جنگ بدون وضو پشت به قبله با لباس خونی و بدن نجس خوانده ای از تو بگیرم!
آیا تو حاضر به چنین معامله ای هستی؟

【 اینو که شنیدم یاد خاطره ای از جبهه افتادم که واقعا از خودم شرمنده شدم ...】
شما هم بخونید:

خیلی ازش خون رفته بود داشتم می بردمش عقب، تا حرکت کردم صدای اذان از رادیو ماشین بلند شد، تصمیم گرفتم کمی با این نوجوان حرف بزنم ...

گفتم: برادر اسمت چیه
جواب نداد
نگاهش کردم دیدم رنگ به رو نداشت زیر لب چیزهای می گوید...
فکر کردم لابد اولین بار جبهه آمده و زخمی شده کپ کرده،
برای همین دیگه سوال نکردم...

مدتی بعد مودب و شمرده خودش را کامل معرفی کرد
گفتم چرا دفعه اول چیزی نگفتی
گفت نماز می خواندم
نگاهش کردم از زخمش خون می زد بیرون...
گفتم ما که رو به قبله نیستیم... تازه پسر جون بدنت پاک نیست لباست هم که نجسه
گفت حالا همین نماز را می خونیم تا بعد ببینیم چی میشه و ساکت شد
گفتم نماز عصر را هم خوندی 
گفت بله
گفتم خب صبر می کردی زخمت را ببندند بعد لباست را عوض می کردی اون وقت نماز می خوندی
گفت: معلوم نیست چقدر دیگه تو این دنیا باشم فعلا همین نماز را خوندم رد و قبولش با خدا

با خودم فکر کردم یک الف بچه احکام نماز را هم شاید درست بلد نیست و الا با بدن خونی و نجس تو ماشین که معلوم نیست قبله کدوم طرفه نماز نمی خونه

در اورژانس پیاده ش کردم
بیست دقیقه ای آن جا بودم...
بعد که خواستم بروم، رفتم پست اورژانس پرسیدم حال مجروح نوجوان چطوره؟
گفتند شهید شد، با آرامش خاصی چشم هایش را روی هم گذاشت و رفت.....
تمام وجودم لرزید

مدت ها نماز اون نوجوان تو ماشین ذهنم را مشغول کرده بود


┘◄ روحشان شاد
┘◄ منبع: جام نیوز 

نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: شنبه دوازدهم مهر 1393 ساعت: 18:45


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: دوشنبه هفتم مهر 1393 ساعت: 8:11


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: دوشنبه هفتم مهر 1393 ساعت: 8:9

نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: شنبه پنجم مهر 1393 ساعت: 8:53
آیا روایت قیام از ایران در آخرالزمان معتبر است؟
پرسش
در تلویزیون طلبه ای از قول پیامبر(ص) می گفت که در آخرالزمان فردی از ایران برخواهد خواست و صدای اسلام واقعی را به سراسر جهان خواهد رساند. می خواستم ببینم که این روایت صحت دارد یا نه؟
پاسخ اجمالی
این سؤال، پاسخ اجمالی ندارد. گزینه پاسخ تفصیلی را انتخاب کنید.
پاسخ تفصیلی

تمام منابع شیعی و سنی اتفاق نظر دارند که ظهور امام زمان (ع) پس از نهضتی به وقوع خواهد پیوست که زمینه ساز ظهور حضرت است. در این نهضت صاحبان درفش های سیاه از ایران، آماده کننده مقدمات فرمانروایی او هستند.[1]

 

حکومت ایرانیانِ زمینه ساز به دو مرحله مشخص تقسیم می شود:

 

الف: آغاز نهضت آنان به دست مردی از اهل قم که شاید نهضت او سر آغاز امر ظهور باشد؛ چرا که در روایات آمده است که آغاز نهضت حضرت از ناحیه مشرق است.[2]

 

ب: ظهور دو شخصیت موعود در بین ایرانیان به نام سید خراسانی و فرمانده سپاه او به نام شعیب بن صالح.[3]

 

همان طور که بیان شد، از جمله روایات ظهور، قیام مردی از قم است. روایت از این قرار است

 

....عَنْ عَلِیِّ بْنِ عِیسَى عَنْ أَیُّوبَ بْنِ یَحْیَى الْجَنْدَلِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الْأَوَّلِ ع قَالَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ قُمَّ یَدْعُو النَّاسَ إِلَى الْحَقِّ یَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ کَزُبَرِ الْحَدِیدِ لَا تُزِلُّهُمُ الرِّیَاحُ الْعَوَاصِفُ وَ لَا یَمَلُّونَ مِنَ الْحَرَبِ وَ لَا یَجْبُنُونَ وَ عَلَى اللَّهِ یَتَوَکَّلُونَ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ‏ [4]

 

امام کاظم (ع) فرمودند: مردی از اهل قم مردم را به سوی حق فرا می خواند و گروهی اطراف او جمع می شوند که (اراده و ایمان آنها) مانند قطعات محکم آهنین است که بادها و طوفانهای سهمگین آنها را ازجای خود حرکت نمی دهدو از جنگ خسته نمی شوند و از نبرد دوری نمی کنند و بر خداوند توکل می کنند و عاقبت از آن متقین است.

 

بنابراین نقش ایرانیان در زمینه سازی ظهور غیر قابل انکار است که برای مطالعه بیشتر می توانید به کتاب عصر ظهور، تألیف استاد علی کورانی مراجعه کنید.

http://islamquest.net/fa/archive/question/fa8765


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: سه شنبه سی ام اردیبهشت 1393 ساعت: 10:22

دعایی که آیت الله بهجت خواندن آن را به رهبر معظم انقلاب توصیه کرد


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: شنبه بیست و یکم دی 1392 ساعت: 9:34

وَالتِّینِ وَالزَّیْتُونِ خداوند بزرگ در سوره “تین”(انجیر) به این میوه قسم خورده است و دانشمندان دین‌پژوه می‌گویند، احتمالاً علت آن است که انجیر، یکی از میوه‌های همه چیز تمام است و کلکسیونی از املاح و ویتامین‌ها دارد؛لذا مورد توجه خاص قرآن قرار گرفته است اما این سوگند، ویژگی ظریف دیگری هم در بر دارد که موجب مسلمان شدن یک تیم تحقیقاتی ژاپنی شده است. قصه از این‌جا شروع شد که یک گروه پژوهشی ژاپنی، در بین مواد خوراکی به دنبال منبع پروتئین خاصی بودند که به میزان کم، در مغز انسان و حیوانات تولید می‌شود. این پروتئین، کاهش دهنده کلسترول خون و مسئول تقویت قلب و شجاعت انسان است و بازتولیدش بعد از ۶۰سالگی تعطیل می‌شود. دانشمندان ژاپنی پی برده اند که این ماده تنها در انجیر و زیتون وجود دارد و برای تأمین آن، باید انجیر و زیتون را به نسبت یک به هفت مصرف کرد. بعد از ارائه این نتیجه یکی از قرآن پژوهان مصری نامه‌ای به این تیم تحقیقاتی می‌نویسد و اعلام می‌کند که در کتاب مقدس مسلمانان، خداوند به انجیر و زیتون در کنار هم قسم خورده. نام انجیر فقط یک بار و نام زیتون نیز هفت بار در قرآن آمده است.

 

 

اعجاز قرآن و مسلمان‌شدن دانشمندان ژاپنی

قرآن حکیم

به نوشته روزنامه الجزیره چاپ عربستان، اعضاى یك گروه پژوهشى كه در زمینه فعل و انفعالات یك پروتئین در مغز فعالیت مى‌كردند، از دریافت نتیجه تحقیقات پزشك مسلمان دكتر ابراهیم خلیفه كه با استناد به قرآن تهیه شده بود، شگفت‌زده شدند و با اذعان به اعجاز قرآن در این زمینه، اسلام آوردند.

 


 

به نوشته روزنامه الجزیره، اعضاى یك گروه پژوهشی، در مورد ماده «میثا لونیدز» ـ نوعى پروتئین كه در مغز انسان و حیوان تولید مى‌شود ـ به دو محصول زیتون و انجیر رسیدند كه خداوند در قرآن به آنها قسم خورده است. این ماده براى انسان بسیار اهمیت داشته و توانایى كاهش كلسترول را دارد و تقویت قلب و اعتماد به نفس در انسان را عهده‌دار است.

براساس پژوهش این پزشك مسلمان عربستانى، در قرآن فقط یك بار از انجیر یاد شده است؛ در حالى كه هفت بار از زیتون (شش بار به صراحت و یك بار به طور ضمنی) نام برده شده است!

 

 

براساس این گزارش، مغز انسان به تدریج ازسن 51 تا 53 سالگى تولید آن را آغاز مى‌كند و سپس تولید آن كم‌كم كاهش مى‌یابد و تا شصت سالگى متوقف مى‌شود. به همین خاطر دست‌یابى به این ماده به سهولت میسر نیست. محققان در این زمینه تلاش خود را بر روى نباتات براى به دست آوردن آن متمركز كردند.

 

بنابراین یك گروه ژاپنی، این ماموریت را برعهده گرفت تا جست‌وجو در مورد این ماده شگفت‌انگیز را آغاز كند؛ چرا كه این ماده از نظر دانشمندان، نقش به‌سزایى در از بین بردن عوارض پیرى در انسان به عهده دارد. این دانشمندان ژاپنى پس از تلاش‌هاى بسیار، دریافتند كه ماده‌اى كه به دنبال آن هستند، فقط و فقط در «انجیر» و «زیتون» وجود دارد.

این در حالى است كه خداوند منان در كتاب آسمانى قرآن گفته است:

«والتین والزیتون و طور سینین و هذا البلد الامین، لقد خلقنا الانسان فى احسن تقویم»

دانشمندان ژاپنى در ادامه یافته‌هاى خود متوجه شدند، استخلاص این ماده از انجیر یا زیتون امكان‌پذیر است؛ اما بدون مخلوط كردن آن، چیزى را كه جست‌وجو مى‌كنند، امكان‌پذیر نیست.

به نوشته این روزنامه سعودی، آنها متوجه شدند كه باید ماده به‌دست آمده را به نسبت یك در هفت (یك انجیر در هفت زیتون) مخلوط كنند تا نتیجه بهتری را به دست آورند. در همین حال دكتر طه ابراهیم خلیفه كه قبلا در مورد انجیر و زیتون به پژوهش در قرآن پرداخته بود، نتایج تحقیقات خود را برای این گروه ژاپنى ارسال كرد.

براساس پژوهش این پزشك مسلمان عربستانى، در قرآن فقط یك بار از انجیر یاد شده است؛ در حالى كه هفت بار از زیتون (شش بار به صراحت و یك بار به طور ضمنی) نام برده شده است!

این در واقع همان چیزى بود كه گروه پژوهشى ژاپنی از طریق علمى به آن دست یافته بودند؛ در حالى كه هزاروچهارصد سال پیش در كلام الله مجید ذكر شده بود.

http://bashgah.tebyan.net/newindex.aspx?pid=183828


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: پنجشنبه نوزدهم دی 1392 ساعت: 11:4

نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: پنجشنبه نوزدهم دی 1392 ساعت: 10:47

با شكست سنگين يهود و حاميانشان بدست حضرت ، آتش خشم غربى هاى مسيحى شعله ور مى شود و آنها با سرعت عليه حضرت و مسلمانان اعلان جنگ مى كنند . اما خبر حادثه غير منتظره بزرگى ، همه نقشه ها را ، نقش بر آب مى سازد :

فرود حضرت عيسى مسيح از آسمان به زمين ! اين واقعه كه يكى از نشانه هاى بزرگ عصر ظهور ، براى جهانيان است ، شادى و سرور همه مسلمانان و مسيحيان را فراهم مى آورد . از احاديث ما مى توان حدس زد كه احتمالا حضرت مسيح همان كسى است كه بين حضرت مهدى و غربى ها ميانجيگرى مى كند تا قرارداد صلحى براى مدت هفت سال ميان طرفين بسته شود :

" بين شما و روميان چهار پيمان صلح بسته شود . چهارمين پيمان بدست مردى از فرزندان " هرقل "صورت گيرد و هفت سال پايدار ماند . مردى از قبيله عبدالقيس به نام مستور فرزند غيلان از رسول خدا پرسيد : چه كسى در آن روز امام و پيشواى مردم خواهد بود ؟ حضرت فرمود : مهدى از فرزندان من ، مردى كه چهل ساله مى نمايد ، چهره اى همچون ستاره درخشان ، خالى بر گونه را ست ، دو عباى قطوانى( 1 ) بر دوش و از جلوه و شكوهى همچون مردان بزرگ بنى اسرائيل برخوردار است ، او گنجهاى زمين را بيرون كشد و شهرهاى شرك را آزاد سازد " ( 2 )

بر پايه احاديث ، 11

ادامه مطلب را کلیک نمایید


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: شنبه بیست و سوم آذر 1392 ساعت: 22:4

نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: دوشنبه بیستم آبان 1392 ساعت: 14:51

آیا اکنون این اتفاق  درحال شکل گرفتن نیست

بحارالانوار جلد 13 صفحه 997

و عرب از قید و ذلت آزاد میگردند و شهرها را تصرف نموده و از

فرمان پادشاه عجم (غیر عرب )بیرون می آیند  اهل مصر حاکم

خود را میکشند ..............................

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم

(بحارالانوار جلد 13 صفحه 997)

اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم

اهل مصر حاکم خودرا میکشند

 و شام ویران میشود سه لشکر با پرچمهای مشخص درانجا بجان هم می افتند پرچمهای قیس و عرب به مصردرایند و پرچم کنده به حران میرود و لشکری از جانب

عرب میاید و در خرابه های حیره منزل میکند پرچمهای سیاه از مشرق به طرف حیره میایند و شکافی در نهرفرات پدید می اید و اب ان کوچه های کوفه را فرا میگیردشصت نفر دروغگو که همه مدعی پیغمبری هستندخواهند امد و قیام دوازده نفر از نسل ابوطالب که همه مدعی امامت دارند و سوزاندن مردی از بزرگان بنی

عباس در بین جلولا و خانقین و بستن پلی در بغداد محله کرخ و بر خاستن باد سیاهی در اول روز در بغداد وهم زلزله ای در انجا می اید که بسیاری از مردم را در زمین فرو میبرد و ترسی براهل عراق و بغداد مستولی میشودو مرگهای سریع انها را از پا در می اورد و افت بجان ومال و محصول انها می افتد و ملخهای بموقع و بی موقعمی اید و غله و کشت و زرع انها را میخورد و زراعت انهارا تقلیل میدهد

  دو دسته از مردم عجم بجان هم افتاده خون

بسیاری در میان انها ریخته میشود

بردگان از فرمانبرداری اقایان خود سر باز  زنند و اربابخود را به قتل برسانند و بعضی از بدعت گزاران در دین ازصورت ادمی بیرون می ایند و بصورت خوک و میمونمیشوند و بردگان بر شهرهای بزرگ غلبه یابند و صداییاز اسمان می اید بطوریکه همه ساکنان زمین هر کسبه زبان خود انرا میشنود و یک صورت و سینه در نور افتاب

اشکار میگردد و مردگانی از قبر بیرون امده بدنیابرمیگردند و با مردم معاشرت نموده  بملاقات همدیگرمیروند انگاه این علائم با امدن ۲۴ باران ختم میشودسپس زمینهای مرده زنده و سرسبز شده برکات اناشکار میشود و تمام بدبختیها از پیروان حق یعنیشیعیان مهدی ع برداشته میشود درانهنگام متوجهمیشوند که او از مکه ظهور میکند و برای یاری او به مکهمیروند چنانکه دراخبار امده است

سپس شیخ مفید میگوید پاره ای ازاین وقایع حتمی

است که باید واقع شود و پاره ای مشروط به

شرایطی است خدا بهتر میداند چه خواهد شد

ادامه مطلب


اوضاع بغداد در اخرالزمان از زبان علی ع  

الهم صل علي محمد وآل محمدوعجل فرجهم

 

مفضل عرض كرد : اقا ؛ در آنروز دارالفاسقين( بغداد) چه وضعي دارد ؟

 

فرمود : مشمول لعنت و غضب خداوند است فتنه هاو آشوبها آنرا ويران ميسازدو بكلي متروك مينمايد ،اي واي بر بغداد و مردم آن از خطر لشكري كه باپرچمهاي زرد و لشكري كه با پر چمهاي خود از مغرب زمين مي ايند و كسيكه جزيره را جلب ميكند و لشكري كه از دور و نزديك به آنجا مي رودبخدا قسم همه گونه عذاب كه بر امتهاي متمرد و سركش از اول خلقت تا اخرعالم رسيده بر بغداد فرود مي ايد عذابهايي به بغداد ميرسد كه هيچ چشمي نديده و هيچ گوشي نشنيده است طوفانشمشير آنها را فرا ميگيرد واي بر كسي كهانجا را مسكن خود قرار دهد زيرا هركس در انجا مقيم شود با حالت شقاوت باقي ميماند هركس هجرت كند در پرتو خدا بسر ميبرد بخدا مردم بغداد چنان در ناز ونعمت و عيش ونوش ميشوند كه ميگويند زندگي حقيقي دنيا همين و خانه هاوكاخهاي ان قصر هاي بهشت است و دختران ان( در زيبايي حورالعين) و جوانانان جوانان بهشت است و چنين پندارند كه خداوند تمام روزي بندگانش را به بغدادارزاني داشته است افتراء به خداوند و پيغمبر ص و حكم كردن بر خلاف قران وشهادت دروغ و شرابخواري و زنا كاري و خوردن پليدي ها و خونريزي چنان در بغداد شيوع يابد كه فجايع تمام دنيا به پاي ان نرسد آنگاه خداوند همين بغداد را بوسيله آآن اشوبها و آآن لشكرها چنان ويران ميسازد كه وقتي رهگذري از انجا ميگذرد ميگويد :شهر بغداد اينجا بوده است

     بحارالانوار علامه مجلسي جلد 13 صفحه 1163

****************************

آیت‌الله بهاءالدینی فرمود: کسی که ما به او دلخوش هستیم آسید علی‌آقاست/ آیت‎الله بهجت گفتند: شما بهتر از ایشان سراغ دارید!؟ من‌که ندارم!


درباره من
بین الحرمین امسال 5/1/93
لینک های روزانه
ابزارک های وبلاگ